
در برنامهریزی شبکههای تامین گرمایش، بسیاری از افراد تصور میکنند که هر چه لولههای عایق در عمق بیشتری دفن شوند، اثر عایق بیشتر توسط خاک اطراف ایجاد میشود و در نتیجه اتلاف حرارت کمتر میشود. اگرچه ممکن است این تصور منطقی به نظر برسد، اما در واقع یک تصور اشتباه است.
در واقع، از نظر علمی یک محدوده علمی مناسب و بهینه برای عمق دفن لوله وجود دارد. از منظر زمین شناسی، در اعماق بیش از 1.5 تا 2.0 متر زیر سطح، دمای زمین وارد یک "منطقه دمای ثابت" می شود و دیگر تحت تاثیر نوسانات دمای هوای محیط قرار نمی گیرد. دفن لوله ها در این عمق برای جلوگیری از آسیب ناشی از یخبندان کافی است. دفن آنها در عمق بیشتری از نظر افزایش عایق حرارتی سود قابل توجهی ندارد.
مهمتر از آن، عمق دفن تأثیر قابل توجهی بر دوام اقتصادی و ایمنی پروژه دارد. به ازای هر متر عمق اضافی، نه تنها حجم عملیات خاکی مورد نیاز سر به فلک میکشد، بلکه هزینههای مربوط به پوشش سنگر-لازم برای جلوگیری از ریزش-و همچنین خطرات ذاتی ساخت و ساز نیز به شدت افزایش مییابد. متحمل شدن چنین هزینه های گزافی برای سود ناچیز در عایق حرارتی به وضوح یک مورد کاهش بازده است.
تعیین کننده واقعی اثربخشی عایق حرارتی در عملکرد خود لوله ها نهفته است. لولههای عایقشده مدرن و با کارایی بالا-شامل یک ساختار کامپوزیت شامل یک "لوله فولادی کار"، یک لایه عایق پلیاورتان و یک پوشش بیرونی پلیاتیلن با چگالی بالا-به خودی خود یک سیستم عایق حرارتی بسیار کارآمد را تشکیل میدهند. عملکرد عایق آنها در درجه اول با کیفیت ذاتی آنها تعیین می شود. یک لایه عایق با کیفیت بالا همراه با یک پوشش بیرونی محکم مهر و موم شده می تواند حفظ گرما را به حداکثر برساند{8}}عملکردی که بسیار بیشتر از سهم عایق خاک اطراف است.
بنابراین، رویکرد علمی معتبر، تعیین یک "حداقل عمق دفن" معقول بر اساس خط یخبندان محلی برای اطمینان از ایمنی لوله است، در حالی که تمرکز اصلی را به انتخاب محصولات لوله ای که دارای قابلیت های عایق و آب بندی ذاتی استثنایی هستند، تغییر می دهد. این مقرون به صرفه ترین و کارآمدترین راه برای دستیابی به اهداف حفظ انرژی است.

